آخرين سفر ما به گرگان حباب بازي
اين آخرين سفر ما به گرگانه
اميرمحمد تو ماشين
داشتيم ساندويچ ميخورديم كه بريم بله برون دخترعمه ي ماماني


البته لازم بذكره كه ماماني در حال بابليس كشيدن بود كه امير آقاي ما آينه رو انداخت رو كلش
چشمش و روي پيشونيش زخم شده
اينم تو خونه حباب بازي


پيرهن دايي عشق اميرمحمده

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آخرين سفر ما به گرگان حباب بازي
