امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

▒▒ پسر طلا : امیرمحمد مامان ▒▒

آخر فضولی کار دستت داد

1391/5/27 16:09
نویسنده : مطهره جون
562 بازدید
اشتراک گذاری

فقط باید باهاش بازی کرد و سرشو گرم کرد وگرنه  استاد خرابکاریه

niniweblog.com

 

خوب شیه کنشکافم

niniweblog.com

 

niniweblog.com

 

بله دیگه  به جای اینکه قطره آهن و مولتی ویتامینشو بخوره

گاز میزنه

و بالاخره  کنترل بیچاره رو اینقدر کوبیدی به  زمین

niniweblog.com

که ناکهان  خورد به چشم نازنینت و  زخمی شدی

niniweblog.com

 

آخی بمیرم برات

چقد آخه تو شرررر و فضولی

niniweblog.com

 

راستی اینم سوغاتیای عمو موسی و عمه زهرا از مشهد

عمو موسی(دور میزنه چراغاش روشن میشه  ولی میترسی ازش

اینم مال عمه زهرا

سرعتیه

و وقتی راه میره چشاش و زبونش تکون میخوره

 

 

دستشون درد نکنه

niniweblog.com

 

حالا چشم  بادمجون کاشتشو نگاه

niniweblog.com

 

هر کی  ببینه شک میکنه  که رفتی سر کوچه دعوا

niniweblog.com

 

ههههه

خدا کنه زودتر خوب بشی پسر گلم 

 

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

زهره
27 مرداد 91 23:19
بگو آخه مامانم كسي بچه به اين با ادبي رو تنبيه ميكنه؟؟؟گو من عاقلم قربونت برم عزيزم با چشمات چي كارا كه نكردي...ايشالله زودي خوب ميشي كادوهات مباركت باشه...
الهام مامان یاسمین زهرا
29 مرداد 91 16:40
عزیزم ببین چشمش چطوری شده نازی
مامان آراد(خاطره)
31 مرداد 91 1:50
ای جانم..قربونت برم..عزیزم بیشتر مواظب باش.. کادوهاتم مبارکت باشه عزیزم..